أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
211
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
لمّا شرب له اللّهمّ و انّى اشربه لتغفرلى اللّهمّ فاغفرلى » و كسانى كه براى استشفاى علل و امراض مىنوشند بايد بگويند : « اللّهمّ انّى اشربه مستشفيا بى اللّهمّ فاشفنى . » محمد بن عبد اللّه بن ابوبكر گويد : روزى به محضر عبد اللّه بن عباس رفتم ، شخصى آمد . ابن عباس از او پرسيد از كجا مىآيى ؟ گفت : از بئر زمزم . فرمود : آيا توانستى موافق سنّت مسنونه از آب زمزم بنوشى ؟ گفت : آب زمزم خوردم ، ولى اگر صورت مسنونهء او را فرماييد ممنون خواهم بود . ابن عباس فرمود : اثناى شرب زمزم قبله را استقبال نموده و اسم خداى را ذكر كرده تا حدّ سيرى بايد خورد ، و در اثناى شرب سه نفس بايد كشيد ؛ و پس از فراغ حمد خداى نمود . حضرت رسول محترم فرمودهاند علامتى كه ميان منافقين و مسلمانان را فرق و تميز دهد آن است كه منافقان نمىتوانند آب زمزم را آن قدر بخورند كه به گلوى آنان برسد . دار قطنى و حاكم نيز مطابقت كلمات مشار اليه را به احاديث نبويه تصديق كرده و گفتهاند : تعبير سه نفس عبارت از آن است كه زمزم را به سه فاصله بايد خورد كه هر فاصله را به بسمله شروع كرده و به حمد له تمام نمايند . و اينكه گفتهاند آن قدر بخورند تا آنكه به حلق برسد عبارت از آن است كه جوف بطن را تا ميان استخوانهاى پهلو پر كنند . و جايز است كه آب زمزم را به خارج حرم نقل كرده و لاجل التبرّك به بلاد مسلمين ببرند و من غير كراهة با آن آب مبارك وضو گرفته و غسل نمايند ؛ و ليكن كسانى كه با او استنجا كنند به مرض ناسور « 1 » مبتلا مىشوند . اوّل شخصى كه آب زمزم را به خارج حرم نقل نموده است حضرت رسول بوده است و اين است كه آوردن آب زمزم هنگام مراجعت از جملهء سنن سنيّهء احمديّه است . عجايبات زمزم مكرّم از مجرّبات است كه اگر شخص اكولى تا به حلق خود آب زمزم را بخورد و گويد يا زمزم زمى ، از علّت پرخوارى رهاياب مىشود . امام يافعى به يكى از صلحاى عصر خود گفته است كه روزى در نزد كعبة اللّه نشسته بودم ناگاه شخصى آمد كه شالى بر روى خود انداخته بود داخل ابنيهء بئر زمزم شدم
--> ( 1 ) . متن : ناصور .